مؤلف مجهول
38
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
جهت گرفتهام ، همان را بحل كنيد . همه گفتند : اى خواجه ! همان روز كه دادهايم به رضاى خود دادهايم و بحل كردهايم ، حالا هم كه هست بحل كرديم و راضى شديم . خواجه خوشحال شد و گفت : الحمد لله ! كه خداى تعالى ازين بلا خلاصى « 1 » داد . همان روز در ميان شهر مشهور شد كه خواجه جليل دامغانى اين نوع حاتمى كرده است . تمامى مردم شهر دعاى خير در حق او كردند . خواجه همان روز از علايق و از تعلقات من كل الوجوه قطع كرد كه يك تاه بوريا « 2 » در روزگار او نماند . كنج قناعت گرفت و گوشهء مجاهده اختيار كرد و رياضت پيش آورد ، به نوعى كه نزديك آمد كه شاهباز « 3 » روح « 4 » از آشيان قفص تن پرواز كند ، و به تدريج به مرتبه ( اى ) رسانيد غذاى « 5 » خود را كه « 6 » در هر ده روز « 7 » يكبار طعام خوردى ، آن نيز « 8 » به وزن پانزده مثقال « 9 » و به همين قناعت كرد مدت سى و شش سال . و درين مدت مديد ، يكبار دنيا و دنيايى به خاطر آن بزرگوار نرسيد و ياد نكرد ، و غير حق سبحانه و تعالى هيچچيز « 10 » در نظر او در نيامد . همين مقدار بود كه در زمان ياد آوردن توبه از كردار « 11 » خود ياد از دنيايى مىكرد و ندامت و تأسف از احوال گذشته مىخورد و به اين تقريب لعن بر دنيا مىكرد « 12 » نه اينكه ذكر او به وجه محبت باشد . روزى در خلوت نشسته بود كه بيخودى دست داد ، مدتى بى خود بود « 13 » . در آن بيخودى شخصى « 14 » پيدا شد خرقهپوش مشربهاى در زير خرقه و گفت : اى جليل ! چه حال دارى ؟ شيخ گفت : الحمد لله ! كه قطع تعلقات كردم و روى به طاعت آوردم و عبادت مىكنم آن مقدار كه حوصله من تقاضا مىكند ، اما نمىدانم كه اين عبادت و بندگى من در درگاه چگونه بوده باشد ؟ آن شخص گفت : اى جليل : تو بندهاى « 15 » بندگى كن ، ترا به رد و قبول او چهكار ؟ كريم است با كرم ، اگر اخلاص و صدق هست در عبادت مردود نخواهد شد ، كه سبب قبول عبادت نزد حق سبحانه و تعالى صدق است . اين بگفت و جرعهاى از مشربه خود با وى چشانيد . مست و بى خود شد . درين بيخودى هشت « 16 » روز افتاد . اهل بيتش پنداشتند كه مرده است ، اما از حركت دل او يقين شد كه زنده است . بعد از هشت روز به خود آمد و اين آيت به زبان او جارى شد كه : « قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ » [ الزمر : 9 ] . و تفسير
--> ( 1 ) - ب : خلاص ( 2 ) - ب : بوريائى ( 3 ) - ب : + بلندپرواز ( 4 ) - ب : + پرفتوح ( 5 ) - الف ، ب : غزاى ( 6 ) - ب : - كه ( 7 ) - ب : در هژده روز ( 8 ) - ب : هم ( 9 ) - ب : + بود ( 10 ) - الف : - هيچچيز ( 11 ) - ب : از كرده كار خراب خود ( 12 ) - ب : - مىكرد ( 13 ) - ت : بوده ( 14 ) - ب : شخص ( 15 ) - ب : - بنده ( 16 ) - ت : بهشت روز